اگر «حسین» جای «یزید» بود با او چه می‌کرد؟ — فلُّ سَفَه
چهارشنبه، ۲۷ تير ۱۴۰۳ | 
Wednesday, 17 July 2024 | 
شماره: ۶۷۴
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی
درج: شنبه، ۷ مرداد ۱۴۰۲ | ۴:۳۱ ب ظ
آخرين ويرايش: شنبه، ۷ مرداد ۱۴۰۲ | ۴:۳۳ ب ظ
موضوع: دين

  • اگر «حسین» جای «یزید» بود با او چه می‌کرد؟

هیچ چیز در این جهان مانند «قدرت» و «ثروت» و «شهرت» نمی‌تواند ذات یا باطن شخص را آشکار کند. بسیاری از ما «خوبی» خود را مدیون «بی‌زوری» و «بی‌پولی» و «بی‌نامی» هستیم، اما اگر ما هم روزی «آب ببینیم، شاید شناگری ماهر باشیم!» به قول حافظ: «من از بازوی خود دارم بسی شکر/ که زور مردم‌آزاری ندارم». اما اگر «زور» می‌داشتم شاید چه‌ها که نمی‌کردم، بسی بدتر از زورگویان یا جباران گذشته! 

سخن گفتن از «حق» و «آزادی» و «عدالت» و «مردم» و «ستمدیدگان» کار آسانی است، وقتی زوری نداشته باشی، و در واقع این هم بخشی از کاسبی بسیاری از سیاستمداران و روشنفکران است. داستان بسیاری از «انقلاب‌ها» و «انقلابی‌ها» که «تو زرد» از کار درآمدند و درمی‌آیند، داستانی تکراری است که امروز همه می‌دانیم. می‌دانیم که بسیاری از انقلابی‌هایی که خود را «آزادیخواه» و «دادخواه» و «طرفدار پرولتاریا» و «محرومان» و «رنجبران» و «مستضعفان»  و کذا و کذا معرفی می‌کردند چه به روز مردمان آوردند و چه جنایت‌ها که نکردند، جنایت‌هایی که جنایت جنایتکاران گذشته در پیش آنها «کاهی» بیش نبود! امروز بسیاری از شاهان گذشته در مقایسه با کسانی که خود را «انقلابی» می‌نامند از «کودکان معصوم»اند!؟ پس بیایید این پرسش را بکنیم که اگر «حسین» به جای «یزید» بر تخت نشسته بود با یزید در مقام «شورشی» یا «مدعی» خلافت چه می‌کرد؟ و اگر حوادث «کربلا» به جای «حسین» بر سر «یزید» آمده بود، آیا «روا» بود؟ پاسخ به این پرسش به ما خواهد گفت که «حسین» کیست؟ و «یزید» کیست؟ و ما کیستیم؟ و چرا همهٔ حکومت‌ها و دو‌لت‌های مادام‌العمر که مخالفان‌شان را می‌کشند یا دربند می‌کنند «یزیدی»اند!؟

نخست تصور کنیم که اگر خوارج به جای علی بن ابی طالب معاویه را کشته بودند و علی هم به خلافت ادامه داده بود و به مرگ طبیعی درگذشته بود و حسین بن علی با بیعت عموم مردم بر جای پدر نشسته بود، و اکنون یزید بن معاویه از بیعت با خلیفهٔ جدید خودداری کرده بود و سر به شورش برداشته بود و به دعوت گروهی عزم کوفه کرده بود تا آنها را رهبری کند و بر حکومت حسین بشورد و او را براندازد، حسین با او چه‌ می‌کرد؟ آیا حسین بن علی همان رفتاری را با یزید می‌کرد که یزید (بنا به آنچه در تاریخ آمده است) با او‌ کرد؟

تفاوت حسین بن علی با یزید بن معاویه و تفاوت علی ‌بن ابی طالب با معاویة بن ابی سفیان در همین جاست که ظهور می‌کند و آشکار می‌شود: انسانیت و اصول کلی اخلاقی. ما نمی‌دانیم حسین با یزید چه می‌کرد، اگر به جای او بود. اما می‌دانیم که علی در دوران زمامداری‌اش با مخالفانش چگونه رفتار کرد: چرا این همه شورش در دوران علی بود؟حکومت عادل و برخاسته از رضایت عمومی مردم با مخالفانش همان‌گونه برخورد نمی‌کند که حکومت ظالم و جبار یا زورگو با مخالفانش برخورد می‌کند: با قساوت و بیرحمی. تفاوت علی با معاویه در این است که علی حفظ حکومت را به هر قیمتی از جمله با حیله و نیرنگ و‌«خدعه» و «عوامفریبی» (قرآن بر نیزه کردن)  و «ارعاب» و «کشتن» و «پول‌پاشی» و «تیول‌بخشی» و «نظامی‌گری» روا نمی‌داند. او انجام دادن هر عملی را برای «حفظ نظام» واجب نمی‌شمارد. او «انسانیت» و حتی «دین» را زیر پا نمی‌گذارد تا نظام را حفظ کند! بی‌شک، اگر حسین بن علی با همان قساوتی با یزید رفتار می‌کرد که او در کربلای تاریخی با حسین رفتار کرد، ما امروز «شیعیان علوی» نداشتیم و «شیعیان اموی» داشتیم. پس ببینیم تفاوت علی بن ابی‌طالب و حسین بن علی چه بود که آنان را نه‌تنها اسوهٔ دین بلکه اسوهٔ انسانیت نگاه داشت و اگر امروز هر آزاده‌ای علی و حسین را ارج می‌گذارد نه از آن روست که داماد و نوهٔ  پیامبر بودند، بلکه از آن روست که به «اصول انسانی» پایبند بودند و «علم و حکمت» را راهنمای خود قرار داده بودند.

به گمان من تفاوت علی با معاویه و (شیعیان اموی) از این قرار است: علی

۱) با مردم «خدعه» نمی‌کرد!

۲) «حفظ نظام» را «اوجب واجبات» نمی‌شمرد!

۳) از تعابیر قرآنی برای ضربه زدن و برچسب زدن به مخالفانش سود نمی‌جست. کسی را «منافق»، «مرتد»، «طاغوتی»، «مستکبر»، «کافر» نمی‌شمرد و علیه مخالفانش حکم به «جهاد» نمی‌داد! هرکه خود را مسلمان می‌دانست از نظر او مسلمان بود و دارای همهٔ حقوق مسلمانی.

۴) اراذل و اوباش  و مردم فرومایه و پست را با پول و جاه و مقام نمی‌خرید و به جان مردم نمی‌انداخت. 

گمان من بر این است که اگر حسین بن علی به جای «یزید» بر تخت نشسته بود، و یزید بر او می‌شورید با او همان‌گونه رفتار می کرد که علی با خوارج و معاویه و دیگر مدعیان رفتار کرد: مرد و مردانه، بدون هیچ خدعه و نیرنگی، با آنان می‌جنگید، و همواره با دعوت به صلح و آشتی و پذیرفتن اجماع عمومی و دعوت به بازگشت به زندگی مدنی با آنان رو به رو می‌شد.




آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.fallosafah.org/main/weblog/trackback.php?id=674
مشاهده [ ۹۶۳ ] :: دنبالک [ ۰ ]
next top prev
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / چهارشنبه، ۲۷ تير ۱۴۰۳
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9