يكشنبه، ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ | 
Sunday, 1 August 2021 | 
روزنامه‌ها دفتريادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
 جستجو  بایگانی روزنامه‌ها 
پنجشنبه، ۷ مرداد ۱۴۰۰ | ۴:۰۹ ب ظ
Thursday, 29 July 2021 | 07:39 AM
  • مخمصهٔ «دین و مروّت» و «هلاک دنیا و نفس» در نظام‌های سرکوبگر و ستمگر: با«نظام» یا با«مردم»، کدام یک؟ 

 برای کسانی که در دستگاه‌های دولتی مشغول به کارند و نان خویش از خدمات دولتی به دست می‌آورند، اگر وجدانی و دینی و شرفی و مروّتی داشته باشند، هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خود را خدمتگزار نظام ستمگری ببینند که حق مردمان را پایمال می‌کند و مردم دون و سفله را به کارها می‌گمارد و ثروت ملتی را به باد می‌دهد و خون محرومان و ستمدیدگان را می‌ریزد. در چنین وضعیتی پرسشی گران بر دوش فرد آگاه سنگینی می‌کند: با که باید باشم؟ با «نظام» یا با «مردم»؟ زندگی خودم را پاس بدارم و رفاه خودم را و جان خودم را یا با «مردم» باشم و از «حق» دفاع کنم و رنج و حرمان و حتی مرگ را به جان بخرم؟  

خواجه نصیر طوسی، در «اخلاق ناصری»، مخمصهٔ انسان آزاده‌‌ای را که در مقام سیاستمدار، یا به طور کلی کارمند دولت، در خدمت نظام حاکم و ارباب زر و زور است و در جامعه‌ای سرکوبگر و استبدادی ناگزیر از زندگی است به‌روشنی توصیف می‌کند:  

«و اگر به یکی از وُلات که ظالم و بدخوی بود مبتلا گردد باید که داند که او در میان دو خطر افتاده است: یکی آنکه با والی سازد و بر رعیّت بود و در آن هلاک دین و مروّت او باشد و دیگر آنکه با رعیّت سازد و بر والی بود و در آن هلاک دنیا و نفس او بود، و وجه خلاص او به یکی از این دو چیز تواند بود، مرگ یا مفارقت کلّی؛ و با والی مرضی‌السّیره هم جز محافظت و وفا طریق نباشد تا آنگه که خدای مفارقت و نجات روزی کند».  («اخلاق ناصری»، ص ۳۱۸).      

 

@fallosafahmshk
۰
سه شنبه، ۲۹ تير ۱۴۰۰ | ۷:۴۵ ق ظ
Monday, 19 July 2021 | 11:15 PM
  • چرا مردم «قهرمان» می‌خواهند؟

همهٔ ما از زبان برتولت برشت در نمایشنامه‌اش با عنوان «زندگی گالیله» خوانده یا شنیده‌ایم که گالیلئو/ گالیله در پاسخ به کسانی که می‌گفتند «بدبخت ملت یا سرزمینی که قهرمان ندارد!ّ»، چون گالیله (۱۵۶۴-۱۶۴۲) که یک نسل بعد از جوردانو برونو (۱۵۴۸-۱۶۰۰) زاده شده بود در برابر «ولایت کلیسا» سر تعظیم فرود آورد و سخن حقش را پس گرفت و مانند جوردانو برونو  رفتار نکرد تا «قهرمان» و «شهید» عصر جدید در برابر «شهدای» عصر قدیم کلیسا شود (هرچند دربارهٔ برونو نیز شک است که او نخواسته باشد با کلیسا مصالحه کند و خودخواسته عزم «شهادت» کرده باشد! ظاهراً طرف مقابل کوتاه نمی‌آمده است یا چیزی می‌خواسته است بیش از یک ابراز ندامت معمولی که برونو مجبور شده است تا ته خط برود! به هر حال، حفظ جان شرط عقل است و هر فیلسوفی دست کم این‌قدر عاقل هست که تا جای ممکن جانش را حفظ کند و خودش را به باد فنا ندهد!)، به آنان گفت، «بدبخت ملتی/سرزمینی که به قهرمان نیاز دارد!». نتیجه آنکه برونو ۴۲ سال عمر کرد و گالیله ۷۸ سال!  

۰
چهارشنبه، ۱۶ تير ۱۴۰۰ | ۷:۰۶ ب ظ
Wednesday, 7 July 2021 | 10:36 AM
  • کی‌یرکگور و سارتر دربارهٔ «دیگری»

 از نظر کى‏‌يرکگور، ديگرى مى‏‌تواند مانعی در راه رابطه ای با خدا باشد. اين لُبّ نقد بوبر از کى‏‌يرکگور است. او اين گزارۀ اين فيلسوف دانمارکى را نقل مى‏‌کند که «هرکس بايد از سروکار داشتن با ديگران اکراه داشته باشد و اساساً فقط با خدا و با خودش سخن بگويد» و او اين را بدين معنا تأويل و تفسير مى‏‌کند که از نظر کى‏‌يرکگور براى رابطه داشتن با خدا لازم است که «فرد مجرّد»ى شد. البته در پشت سر اين تأويل سرگذشت خود کى‏‌يرکگور نهفته است. او نامزديش با رگينا اولسن را به هم زد و اين از آن رو بود که گمان مى‏‌کرد اين نامزدى با آنچه خدا به او به عنوان فردى غيرمعمولى داده در ستیز است. اما اين به‌طور دقیق همان نکته‏‌اى است که بوبر (و شايد بسيارى از خداشناسان مسيحى نيز) خواسته بودند بر سر آن با کى‏‌يرکگور به نزاع برخيزند. آيا ما با روی گرداندن از شخص ديگر با خدا رابطه مى‏‌يابيم يا به‌طور دقیق با روی کردن به ديگرى و يافتن «توى جاويد» از رهگذر امر متناهى با خدا رابطه مى‏‌يابيم؟ من خودم گمان نمى‏‌کنم  که اين انفصال انفصالى مطلق باشد يا اینکه خدا را فقط در روابط بين شخصى بتوان شناخت. اما یقیناًً يک راه پُرثمر به سوی خدا از رهگذر رابطه با اشخاص ديگر و از رهگذر درگير شدن (يا تعهد) در زندگى اجتماع بشری است. آدم بايد به هر ديدگاهى که پيوسته از جدايى از اشخاص (متناهى) ديگر به خاطر رابطه‏‌اى پندارى با خدا طرفدارى مى‏‌کند بسيار بدگمان باشد. اما اگر بخواهيم نسبت به کى‏‌يرکگور منصف باشيم بايد به ياد داشته باشيم که در آموزۀ او چيزهاى بسيار بيش ترى هست و رابطه با ديگرى به‏‌طور ايجابى باارزش تلقى مى‏‌شود و در کتابى مانند کارهای عشق به زيبايى به توصيف درمى‏‌آيد.

۰
search fallosafah.org search the web
Google MSN AlltheWeb
Yahoo AltaVista Parseek
روزنامه‌ها دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / يكشنبه، ۱۰ مرداد ۱۴۰۰
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9