سه شنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۱ | 
Monday, 8 August 2022 | 
روزنامه‌ها دفتريادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
 جستجو  بایگانی روزنامه‌ها 
سه شنبه، ۱۱ مرداد ۱۴۰۱ | ۴:۰۳ ب ظ
Tuesday, 2 August 2022 | 07:33 AM
  • «حکومت قانون»

«قانون» بزرگ‌ترین دستاورد «تمدن» بشری است و بدترین جامعه و حکومت جامعه‌ و حکومتی است که در آن «قانون» نباشد. یونانیان، برخلاف دیگر تمدن‌های بشری همروزگار خود، مفهوم «قانون» و «حکومت قانون» را پدید آوردند و این همه نبود مگر اینکه آنها توانسته بودند خود را از شرّ دو چیز که در دیگر جامعه‌های بشری به‌وفور وجود داشت آزاد کنند: شاه و آخوند. شاه و آخوند بزرگ‌ترین دشمنان آزادی و عدالت‌ (و اندیشه و فلسفه)اند، مگر اینکه به وسیلهٔ «قانون» به بند کشیده شوند. اما چرا اینان را باید در «قید» و «بند» قانون کرد؟ عیب این دو این است که خود را «قانون» می‌شمارند و «فرمان» و «حکم» را جایگزین «قانون» می‌کنند و به آن نام «قانون» می‌دهند و حال آنکه قانون نمی‌تواند «فرمان» یا «حکم» یک شخص یا گروهی اندک از افراد باشد. «قانون» باید برآمده از خواست و رضایت اکثریت جامعه و ضامن نیکبختی و منافع همگان باشد و حتی حقوق مخالف با خود را نیز بپذیرد. در غیر این صورت، شورش و انقلاب به چیزی پایدار در جامعه تبدیل خواهد شد.

۰
چهارشنبه، ۵ مرداد ۱۴۰۱ | ۳:۰۵ ب ظ
Wednesday, 27 July 2022 | 06:35 AM
  • «گشت ارشاد» یا «گشت ارعاب»؟: از «ارشاد» تا «ارعاب»

پس از پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷، هنگامی که ناصر میناچی، یکی از بنیانگذاران و مدیران «حسینیهٔ ارشاد»، وزیر «فرهنگ وهنر» و «سازمان اطلاعات و جهانگردی» در دولت موقت مهندس بازرگان شد پیشنهاد داد که نام این وزارتخانه به وزارت «فرهنگ و ارشاد ملی» تغییر کند تا شاید این وزارتخانه همان کاری را ادامه دهد که «حسینیهٔ ارشاد» تا پیش از این انجام می‌داد: نشر دعوت و هدایت مردم به «راه راست» از راه آموزش و سخنرانی و انتشار کتاب و وعظ و خطابه. او، در واقع، شاید با استفاده از کلمهٔ «ارشاد» می‌خواست بگوید که ما دیگر نمی‌خواهیم این وزارتخانه‌ به «سانسور» یا «ممیّزی» کتاب و فیلم  یا فرهنگ و هنر و این قبیل کارها بپردازد، و بنابراین، به جای «زور» («اکراه» و «اجبار») اگر نیازی به «راست کردن کژی‌ها» بود همچون زمانی که قدرت نداشتیم از «ارشاد» یا «راه نمودن» از راه اندرز و نصیحت و خطابه اقدام می‌کنیم! 


۰
دوشنبه، ۳ مرداد ۱۴۰۱ | ۱۲:۴۱ ب ظ
Monday, 25 July 2022 | 04:11 AM
  • عاقبت دوستی با بزرگ‌تر از خود: حکایت آن روباه که دُم خود را به دُم شتر بست!

امثال و حکم، حکایات و ضرب‌المثل‌ها، ناقل بخش بزرگی از تجربه‌های بشری هستند که گرچه ممکن است نام «حکمت عامیانه» به خود بگیرند و با آنچه فیلسوفان حرفه‌ای می‌اندیشند و می‌گویند بسیار فاصله داشته باشند و عامه‌پسند بشمار آیند، اما چیزهایی را به ما می‌آموزند که ما را از تکرار بسی اشتباه‌های دردآور و مصیبت‌بار در زندگی بازمی‌دارند. یکی از چیزهایی که ما به آن میل شدید داریم «قدرت» است و البته «قدرت» فی‌نفسه چیزی بد نیست، چون بدون «قدرت» اصلاً هستی نیست و چیزی هست نیست. اما «قدرت» هم همچون هرچیز دیگری باید از توانایی‌های واقعی خود ما سرچشمه بگیرد و در «وجود» خود ما ریشه و پایه داشته باشد، «قدرت» را می‌توان همچون «پول» یا هر چیز دیگر با «دغل» یا به «زور» به دست آورد یا دزدید، اما آن را با «دغل» و «زور» نمی‌توان تا ابد نگه داشت یا از آن بهره‌ای خوب برد. حکایت روباهی که چند ساعتی دُمش را به دُم شتری گره زد تا مگر نصیبی راحت و آسوده یابد، قصهٔ حکیمانه‌ای است دربارهٔ آن کسانی که می‌خواهند با بزرگ‌تر از خود دوستی کنند تا از این مصاحبت و همنشینی شاید نصیبی برند، اما البته نصیبی جز گند و فضاحت نمی‌برند! و اما چنین است آن قصه. 

۰
search fallosafah.org search the web
Google MSN AlltheWeb
Yahoo AltaVista Parseek
روزنامه‌ها دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / سه شنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9