دوشنبه، ۲۴ خرداد ۱۴۰۰ | 
Sunday, 13 June 2021 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<

۱

۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه


شماره: ۵۳۳
درج: يكشنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۱:۲۱ ق ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۰ | ۵:۳۸ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • از «رضایت» در «داد و ستد» و «رابطهٔ جنسی» تا «حکومت با رضایت حکومت‌شوندگان»

مفهوم «رضایت»، با اینکه مفهومی اساسی در زندگی اجتماعی بشر و روابط بین فردی و شخصی میان افراد بوده است، تا همین چند قرن پیش که فیلسوفان لیبرال آن را به مفهومی اساسی در «فلسفهٔ سیاسی» تبدیل کردند، اثری از آن در نظام‌های سیاسی نبود. مردم عادی بنا به آموزش‌های نانوشتهٔ اخلاقی و حِکمی و دینی از کودکی و در عمل آموخته بودند که «رضایت» اساس هرگونه داد و ستد و رابطهٔ اجتماعی است. خریدار باید راضی باشد و فروشنده نیز راضی. داماد باید از روی «رضایت» آری بگوید و «عروس» نیز. در هرکاری، در هر «عقد» یا «معامله»‌ای، «رضایت» شرط اساسی بود و هر معامله یا عقدی اگر به «زور» و بدون «رضایت» یکی از دو طرف انجام شده بود هم بنا به عقل و عُرف و هم بنا به شرع و هم قوانین نوشته‌شدهٔ اجتماعی باطل بود. «دین» و «مذهب» نیز از این قاعده استثنا نبود. «لااکراه فی الدین» («در دین اکراه نیست») و « لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» («دين شما براى خودتان و دين من براى خودم») برای مردم عادی در صورت «موسی به دین خود و عیسی به دین خود» به صورت ضرب‌المثلی درآمده بود از «تحمّل دینی» و به حال خود گذاشتن هرکس و منع آزار دیگران به دلیل مذهب و عقیده و آیین و پذیرفتن آزادی هرکس در انتخاب دین و راه و رسم زندگی و به قول ضرب‌المثلی خراسانی و عامیانه در منع هرگونه تحمیل به‌طور کلی، از ازدواج تا هر چیز دیگر: «عشق به زور و مهر به چُمبه نمی‌شود». بدون «رضایت» هیچ کاری ممکن نیست و «زور» در روابط انسانی جایی ندارد.


۰

شماره: ۵۳۲
درج: پنجشنبه، ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ | ۱:۱۸ ب ظ
آخرين ويرايش: پنجشنبه، ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ | ۱:۲۰ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • جانا روا نباشد خونریز را حمایت

هر نظام سیاسی که دستش به خون شهروندانش آلوده باشد به حکم «اخلاق» فاقد «مشروعیت» بوده و هر وجدان بیدار و آگاهی می‌باید تا جایی که ممکن است از آن دوری جوید و از یاری رساندن به آن بپرهیزد و یا با دل و یا با زبان و یا با دست خویش بیزاری و برائت خود از آن را اعلام کند.


@fallosafahmshk

۰

شماره: ۵۳۱
درج: چهارشنبه، ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ | ۹:۱۹ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ | ۹:۲۶ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • هایدگر، از «پرسشِ هستی» تا «طلبِ هستی» درنگی بر یکی دو بند از «فلسفۀ قارّه ای»، بازترجمۀ محمد مهدی اردبیلی

چندی پیش در کانال تلگرامی مرکز فرهنگی شهر کتاب، و نیز تارنمای آن، آگهی تدریسی در مرکز فرهنگی شهر کتاب دیدم متعلق به چند سال پیش (اردیبهشت ۱۳۹۶)، در خصوص برگزاری تدریس ترجمهٔ متون فلسفی، به همراه شرح متن. مدرّس «شریف» و «فاضل» وعده کرده بود که متن‌های مختلف فلسفی، از جمله، متنی از هایدگر را به دانشجویان نکلیف دهد و بعد ترجمهٔ آنها را تصحیح و ویرایش کند و خطای دانشجویان را نشان دهد و شرحی نیز دربارهٔ متن و فلسفهٔ آن فیلسوف بدهد. وعده‌های بسیار نیکویی بود (البته در همهٔ کلاس‌های ترجمهٔ متون فلسفی در دانشگاه‌ها به‌طور شفاهی چنین عمل می‌شود، بدین معنی که هربار دانشجویی چند سطری را می‌خواند و استاد خواندن و ترجمهٔ او را اصلاح می‌کند، اما کسی ترجمهٔ تک تک دانشجویان را از روی مشق‌شان در هر جلسه تصحیح نمی‌کند! مگر در اینجا چینن کاری صورت گرفته باشد و همان روال معمول در دانشگاه‌ها نبوده باشد که البته بسیار خوب است اگر انجام شده باشد، به هر حال کلاس خصوصی با دولتی باید فرق داشته باشد!). باری، متأسفانه، من در آن جلسات نبودم تا از افادات و افاضات مدرّس «شریف» و «فاضل» بهره‌مند شوم. اما چون ایشان یکی از کتاب‌های مرا بازترجمه کرده‌اند، و من پیش از این هم نمونه‌ای از برخی از بازترجمه‌های ایشان را بررسی کرده‌ام که خوانندگان علاقه‌مند می‌توانند در پایان همین مقاله به یپوند آنها رجوع کنند و بیش‌تر از ایشان فیض ببرند، شایسته دیدم که نمونه‌ای دیگر از یکی از بازترجمه‌های این مدرّس «شریف» و «فاضل» را که مترجم و ویراستار انتشارات «معتبر»ی همچون «ققنوس» هستند، و البته ناشر هم در تبلیغ آثار ایشان جهدی بلیغ دارد و ظاهراً منکر «فضل» ایشان نیست، و هم در جاهای مختلف، از جمله «انجمن جامعه‌شناسی» به تدریس تاریخ فلسفه از آغاز تا امروز پرداخته‌اند... 

فایل پی دی اف را می‌توانید از اینجا بردارید





@fallosafahmshk



۰

شماره: ۵۳۰
درج: سه شنبه، ۱۸ خرداد ۱۴۰۰ | ۴:۰۴ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۱۸ خرداد ۱۴۰۰ | ۴:۱۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • «تنهايی» در تصوّف و در هستی‌شناسی وجودی

این مقاله دیروز، دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۰، در فصلنامهٔ «نگاه آفتاب»، شمارهٔ سوم، ص ۵۱-۳۸، بهار ۱۴۰۰، با عنوان «گریزِ تنهایی و گریز از تنهایی» (این عنوان از من نبوده است. عنوان مقالهٔ من عنوان بالاست) منتشر شده است. این مقاله در ۱۴ آذر ۱۳۹۹ به فصلنامه تحویل داده شده بود و برای شمارهٔ دوم نوشته شده بود.  از آنجا که این مقاله با حذف تمامی یادداشت‌های حاشیه (بدون اطلاع نویسنده) و افزودن منابعی جعلی (دیگر به چه حقی دبیران فصلنامه‌ای برای مقاله‌ای «منابع» جعل می‌کنند؟) در انتهای مقاله منتشر شده بود، اکنون آن را منتشر می‌کنم و در اولین فرصت از مدیر مسئول و سردبیر این نشریه به دلیل حذف کامل تمامی یادداشت‌ها و جعل کردن «منابع» دروغین و دستکاری بی‌اجازه در مقاله شکایت می‌کنم.ف

فایل پی دی اف «تنهایی» در تصوّف و در هستی‌شناسی وجودی


@fallosafahmshk

۰

شماره: ۵۲۹
درج: سه شنبه، ۴ خرداد ۱۴۰۰ | ۸:۱۳ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۴ خرداد ۱۴۰۰ | ۸:۱۳ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • درگذشت شاعر خراسانی اسماعیل خویی

خبر درگذشت دکتر اسماعیل خویی در لندن، پس از حدود چهل سال زندگی در تبعید، غم‌انگیز بود. اما مرا به یاد خاطرات خوشی برد که در جوانی از او داشتم. اسماعیل خویی را در مقام شاعر و اهل فلسفه از دوران دبیرستان می‌شناختم و او به همراه اخوان ثالث و شفیعی کدکنی و نعمت میرزازاده (م. آزرم) از جمله نامداران فرهنگ و ادب خراسان بودند که دست کم شیفتگی به زادگاه سبب می‌شد خواننده آثارشان باشم. اما توفیق دیدار او را سال ۵۸ در دانشگاه ملی داشتم. او و شفیعی کدکنی در دوره فوق لیسانس درس‌هایی می‌دادند و اخوان ثالث هم در دوره لیسانس درسی داشت. همه اینها به همت زنده‌یاد دکتر عباس حکیم رییس گروه آن هنگام گروه زبان و ادب فارسی دانشکده بود که هم خراسانی بود و هم خود از بزرگان ادب و قلم و به همین دلیل می‌توانست هر استاد صاحب نامی را به دانشکده بیاورد. و البته رییس گروه فلسفه‌مان هم شرف‌الدین خراسانی بود.. القصه، شوق دیدار استادان نامدار برخی دوستان را بر آن داشت تا از دکتر حکیم که در آن نیمسال استاد فارسی‌مان بود خواهش کنیم وساطت کند تا بتوانیم برویم سر کلاس خویی و شفیعی که مخصوص دانشجویان فوق لیسانس بود بنشینیم. استاد لطف کرد و رضایت استادان را گرفت تا سه نفر از ما دانشجویان سال اولی دوره لیسانس بتوانیم در جمع شش یا هفت نفره دانشجویان فوق لیسانس بنشینیم و از درس استادی نامدار لذت ببریم. یادش گرامی باد.


@fallosafahmshk

۰

اول<

۱

۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / دوشنبه، ۲۴ خرداد ۱۴۰۰
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9