سه شنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۱ | 
Monday, 8 August 2022 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<۵

۶

۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵>آخر

: صفحه


شماره: ۵۸۴
درج: شنبه، ۲۱ اسفند ۱۴۰۰ | ۹:۳۴ ب ظ
آخرين ويرايش: شنبه، ۲۱ اسفند ۱۴۰۰ | ۹:۳۴ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

جامی است نهاده کلهٔ مرده در آن
وانگه مزه‌ای خورده و ناخورده در آن
ما گرسنگانیم و چوگرگ از همه سو
از بهردریدنیم بر هم نگران

نیما یوشیج (رباعیات)

  • آیا انسان «گرگ» انسان است؟

جنگ دو چهره دارد، خشونتی بی‌مانند که هیچ حیوانی مانند آن رفتار نمی‌کند، مگر انسان. و مهربانی و همدردی و دلسوزی و یاریگری با ستمدیدگان و جنگ‌زدگان که باز هم هیچ حیوانی مانند آن رفتار نمی‌کند، مگر انسان. انسان حیوانی شگفت‌انگیز است: درنده‌ترین و بیرحم‌ترین و خودخواه‌ترین و در همان حال مهربان و احساساتی و غمخوار همهٔ هست‌ها یا کائنات. انسان هم جلاد و قصاب است و هم شاعر و نقاش و موسیقیدان و فیلسوف و داستان‌سرا و قصه‌گو. انسان را «گرگ»، یا «خدا» نامیدن، به‌تنهایی گویای واقعیت وجود او نیست. انسان موجودی دوچهره و دو نیمه یا دوپاره است: نیمه‌ای تاریک یا سیاه و نیمه‌ای روشن یا سپید. بسته به اینکه کدام رویش به سوی ما باشد، یا کدام رویش آشکار شده باشد و از ذات او برآمده باشد: کالیگولا یا بودا. هر انسانی هم گرگ است و هم خدا. آیا اوضاع و احوال است که یکی را آشکار می‌کند، و همچون داروی ظهور آن را تثبیت می‌کند، یا خواست و ارادهٔ خود آدمی در آن تأثیرگذار است؟ این پرسشی است که اسطوره و دین و فلسفه و علوم انسانی هریک کوشیده‌اند و می‌کوشند بدان به گونه‌ای پاسخ گویند. پاسخ هرچه باشد. اکنون روزگاری است که گویی «کالیگولا»ها بسی بیش‌ترند تا «بودا»ها.   


۰

شماره: ۵۸۳
درج: پنجشنبه، ۱۹ اسفند ۱۴۰۰ | ۸:۱۷ ب ظ
آخرين ويرايش: پنجشنبه، ۱۹ اسفند ۱۴۰۰ | ۸:۱۹ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • از «عملیات ویژه» تا «جنگ تجاوزکارانه و وحشیانه»: کژدیسگی زبان برای سرپوش گذاشتن بر خشونت و دهشت جنگ

اکنون  دو هفته از آغاز «عملیات ویژهٔ» پوتین در اوکراین گذشته است و جنگی تمام عیار و ویرانگر و مصیبت‌بار و دهشتناک نه تنها کشوری حاصلخیز و پُربرکت با مردمانی سخت‌کوش و زحمتکش را  به رنج و مصیبت دچار ساخته است و پیامدهای آن به همسایگان و دیگر مردمان جهان نیز رسیده است و می‌رسد، بلکه جتی بیم آن است که چیزی ناخواسته و نیندیشیده (همچون اتفاقی فنی در نیروگاه‌های هسته‌ای) هستی تمامی زمین و جهان را به خطر اندازد و تمدن بشری را یا به آغاز تاریخ بازگرداند یا به کلی از پهنهٔ زمین پاک کند.  


۰

شماره: ۵۸۲
درج: دوشنبه، ۱۶ اسفند ۱۴۰۰ | ۱:۴۱ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۱۶ اسفند ۱۴۰۰ | ۱:۴۳ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • چه کسانی راه را برای پوتین هموار کردند؟: نقش سیاست‌های آشتی‌جویانه و مماشات‌های رئیس جمهورهای امریکا

امریکا و غرب را تا چه اندازه می‌توان در خصوص حملهٔ پوتین به «اوکراین» سرزنش کرد و «مقصر» دانست؟ روایت پوتین، و همصدا با او برخی از سرسپردگان و متحدانش و نیز برخی از مخالفان همیشگی امریکا (موضعی به اصطلاح روشنفکرانه و چپگرایانه که بنا بر آن در رخداد هر شرّی پای امریکا در میان است!)، این است که «توسعه‌طلبی» امریکا و ناتو و تمایل آنها به همسایه شدن با روسیه «علت» این جنگ بوده است، چون روسیه احساس خطر کرده است و به دفاع از خودش برخاسته است!؟ این «علت‌شناسی» را در نوشتاری دیگر با این عنوان بررسی خواهم کرد: آیا «توسعه‌طلبی» امریکا و ناتو بود که «اوکراین» را ویران کرد؟: پوتین و مغالطهٔ «علت جعلی».  


۰

شماره: ۵۸۱
درج: شنبه، ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ | ۷:۳۱ ب ظ
آخرين ويرايش: شنبه، ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ | ۷:۳۲ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • از رنجی که می‌بریم!

بیش از چهار ماه است که دو کتاب از من برای مجوز چاپ دوم رفته است «ارشاد»، چون مقدمه‌ای بر آنها نوشته‌ام و یادداشت‌هایی به متن افزوده‌ام و تغییرهایی در متن داده‌ام! اما هنوز مجوز اینها‌ نیامده است!؟ نمی‌دانم به دنبال چه «بمب» پنهان‌شده‌ای در متنی فلسفی، آن هم ترجمه، می‌گردند که کشف و خنثی کنند!؟ آیا به ناشران «برادر» و «رقیب» خدمت می‌کنند و برای آنها «زمان» می‌خرند؟ «ناشر» را می‌ترسانند و ناامید می‌کنند؟ «مترجم» را «دلسرد» و «افسرده» می‌کنند؟ قصد «آزاررسانی» دارند؟ قصد «ارعاب» دارند؟ هزار شاید و اما و اگر. اما بیش از ۴۰ سال است که همین آش است و همین کاسه! پیش از آن هم بود! پس برای چه «انقلاب» کردیم!؟ چه فرقی می‌کند که کی بیاید و کی برود؟ چرا اینجا «در همیشه روی همان پاشنه می‌چرخد!» چرا بر این «چشمه» همواره همان «آب روان» است که «بود»!


۰

شماره: ۵۸۰
درج: پنجشنبه، ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ | ۶:۳۸ ب ظ
آخرين ويرايش: پنجشنبه، ۱۴ بهمن ۱۴۰۰ | ۶:۴۱ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

چه روزگار تلخ و سياهي
نان نيروي شگفت رسالت را
مغلوب کرده بود،
پيغمبران گرسنه و مفلوک
از وعده‌گاه‌هاي الهي گريختند
و بره‌هاي گمشدهٔ عيسي
ديگر صداي هي هي چوپاني را
در بُهت دشت‌ها نشنيدند.

(«آیه‌های زمینی»، فروغ فرخزاد)

  • روشنفکران در زمانه عسرت

امروز داشتم کتاب‌ها و مجلات قدیمی را جمع و جور می‌کردم و گاهی برخی را ورق می‌زدم که برخوردم به گفت و گویی با خودم در سالنامهٔ روزنامهٔ بهار، فروردین ۹۲، که خانم زینب صفری انجام داده بود. نشستم و خواندم و بعد دیدم با اوضاع و احوال امروز بی‌مناسبت نیست. از همه مهم‌تر این که دیدم این مصاحبه را هم مانند بسیاری از مطالب دیگر در تارنمای خودم نیاورده بودم، بنابراین، حتی تارنمای خودم نیز همهٔ چیزهایی را که اینجا و آنجا نوشته‌ام یا از من منتشر شده است در بر ندارد! گویا زمانی دیگر خیلی بی‌حوصله شده بودم و حتی حوصلهٔ خودم را هم نداشته‌ام!‍ باری، اکنون نخستین بار خودم آن را در تارنمای خودم منتشر می‌کنم. می‌ماند این‌که شعر فروغ را دبیران مجله در هنگام انتشار مصاحبه حذف کرده بودند، اما در مصاحبه‌ای که من در اختیار دارم این شعر در پیشانی گفت و گو بوده است و در متن گفت و گو هم به آن اشاره می‌کنم. این گفت و گو را می‌توانید در نشانی زیر بخوانید:


https://fallosafah.org/main/Interview/item_view.php?item_id=5&category_id


۰

اول<۵

۶

۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / سه شنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9