شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱ | 
Saturday, 1 October 2022 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<۱۰۱۱۱۲

۱۳

۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰>آخر

: صفحه


شماره: ۵۶۲
درج: يكشنبه، ۲۸ آذر ۱۴۰۰ | ۱۰:۳۷ ق ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۲۸ آذر ۱۴۰۰ | ۱۰:۴۵ ق ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

عقل بندهٔ شهوات است و تنها باید بندهٔ آنها باشد و هرگز نمی‌تواند مدّعی هیچ مقام دیگری غیر از خدمت به آنها و اطاعت از آنها باشد.

هیوم

  • «شهوات»، «عواطف» یا «امیال و احساسات»

یکی دو هفته پیش در صفحهٔ اینستاگرام «انتشارات ققنوس» جمله‌ای مشهور از دیوید هیوم را در تصویری درشت دیدم که برایم آشنا بود. مترجم کتاب «رساله‌ای دربارهٔ طبیعت آدمی» که این انتشارات آن را منتشر کرده است این جملهٔ مشهور را بدین گونه ترجمه کرده بود:



۰

شماره: ۵۶۱
درج: پنجشنبه، ۲۵ آذر ۱۴۰۰ | ۶:۵۱ ب ظ
آخرين ويرايش: جمعه، ۲۶ آذر ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۳ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

تنهایی هیچ‌کس ژرف‌تر از تنهایی سامورایی نیست، مگر شاید تنهایی ببری در جنگل.

ژان ـ پی‌یر ملویل

  • «تنهایی بزرگ» سامورایی: ژان ـ پی‌یر ملویل و «قهرمان وجودی»

شاید به جرأت بتوان گفت که هیچ فیلسوفی در تاریخ فلسفه نه به اندازهٔ سارتر در عصر خودش مشهور و مورد توجه بوده است و نه تأثیرگذار، و نه ثروتمند از راه فروش آثار! سارتر برای این تأثیرگذاری خصوصیات منحصر به فردی داشت. فیلسوفی دانشگاهی نبود، گرچه مدتی در شهری دورافتاده در دبیرستان درس داد. داستان‌نویسی و رمان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی و مقاله‌نویسی و روزنامه‌نگاری و فروش کتاب‌ها و حق تألیف آثار، اعم از مکتوب و نمایشی (نمایشنامه) چنان درآمد هنگفتی، در نظام بورژوایی سرمایه‌داری، برای او فراهم کرد که او از کار تمام وقت یا نیمه وقت دولتی یا غیردولتی برای گذران زندگی آسوده شد. و البته همهٔ اینها مرهون همان نظام سرمایه‌داری قانونمندی بود که در آن نویسنده می‌توانست از دسترنج خود بهره ببرد، هرچند بهرهٔ ناشران بیش بود، و با این همه «انقلابی» و «ضدبورژوا» هم باشد و با گروه‌های چریکی و انقلابی هم رفاقت یا همدلی کند. اما برویم بر سر تأثیرگذاری او در سینما، چیزی که او خود می‌خواست با نوشتن فیلمنامه در آن تأثیرگذار باشد، اما چندان توفیقی در این کار نیافت.


۰

شماره: ۵۶۰
درج: سه شنبه، ۲۳ آذر ۱۴۰۰ | ۳:۱۱ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۲۳ آذر ۱۴۰۰ | ۳:۱۲ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

بیشینهٔ آدمیان به چیزها بدان سان که با آنها رو به رو می‌شوند نمی‌اندیشند، به آنچه تجربه می‌کنند نیز پی نمی‌برند، بلکه [فقط] پندارهای خودشان را باور می‌کنند

هراکلیتوس (حدود ۵۴۰ تا ۴۷۵ ق م)

  • هراکليتوس: آموزگار تفکّر

هراکلیتوس (حدود ۵۴۰ تا ۴۷۵ ق م) را به‌درستی آموزگار تفکّر نامیده‌اند. او در اِفِسُس، شهری در آسیای صغیر (ویرانه‌های آن در ترکیهٔ کنونی، در استان ازمیر و نزدیک شهر سلجوق، از دیدنی‌هاست)، دیده به جهان گشود. آنچه در بارهٔ زندگی او به یقین دانسته است این است که او از بزرگ‌زادگان شهر زادگاهش بود و در دوران پادشاهی داریوش (۵۲۱ تا ۴۸۷ ق م) می‌زیسته است و حتی پادشاه ایران او را دعوت به زندگی در ایران کرده است، چون همشهریانش او را آزار می‌کرده‌اند و او از آزار آنان به ستوه آمده بوده است. او ناقد سرسخت هومر (یونانی: هومروس) و روایت‌های او از زندگی و رفتار خدایان بود. او شاید نخستین کسی (به همراه کسنوفانس) بوده باشد که زبان به نکوهش خداشناسی تشبیهی هومر گشوده باشد و برخلاف باورهای عمومی و مقدّسات مردم سخن رانده باشد. او کتابی با عنوان دربارهٔ طبیعت نوشت که تنها پاره‌هایی از آن باقی مانده است.


۰

شماره: ۵۵۹
درج: يكشنبه، ۲۱ آذر ۱۴۰۰ | ۵:۵۸ ب ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۲۱ آذر ۱۴۰۰ | ۵:۵۸ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • از «ناکجا آباد» تا «خراب آباد»: داریوش آشوری و فقدان «نظریهٔ ترجمه»

داریوش آشوری، در مقام زبان‌شناس و مترجم و فرهنگ‌نویس،  مفتخر است که واژه‌سازی می‌کند و برای بسیاری از کلمات و اصطلاحات فلسفه و علوم انسانی در زبان‌های اروپایی واژه‌سازی کرده است و آنها را به فارسی برگردانده است، که البته برخی از آنها نیکو و به‌جاست و من نیز آنها را به کار می‌برم. او به قول خودش زبان فارسی را «مدرن» کرده است (حالا چرا این «مدرن» را او ترجمه نمی‌کند یا واژه‌‌ای برای آن نمی‌سازد، شاید وقتی دیگر!). اکنون می‌خواهیم سری به «کارگاه» یا «آشپزخانهٔ» داریوش آشوری بزنیم و «آرمانشهر» یکی از نمونه‌های واژه‌سازی او برای «یوتوپیا» را از نزدیک بررسی کنیم تا ببینیم که کار او، و نیز «فرهنگستان زبان و ادب فارسی» در پیروی از او در ساخت واژهٔ «ویران‌شهر» برای «دیستوپیا»، تا چه اندازه «علمی» است، یعنی، برآمده از اندیشه و شناخت، و تابع اصول و معیارها و قواعد «نظریهٔ ترجمه» است، و آیا داریوش آشوری، همچون بسیاری دیگر از مترجمان ما و حتی نهادهایی همچون «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، اصلاً چیزی به نام «نظریهٔ ترجمه» دارد یا نه، یعنی آیا آگاه است که در «ترجمه» چه کاری دارد انجام می‌دهد و چرا و در مقام مترجم چه باید بکند و چه نباید بکند؟ 

ادامه را در متن پیوست می‌توانید بخوانید.




۰

شماره: ۵۵۸
درج: چهارشنبه، ۱۷ آذر ۱۴۰۰ | ۸:۵۹ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۱۷ آذر ۱۴۰۰ | ۹:۰۴ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • توصیف و شرح رابرت سولومون/سالومون از «ایمان بد»

من اولین بار در سال ۱۳۷۷ در کتاب «فلسفهٔ وجودی»، هرمس (۱۳۷۷، وجودگرایی، ۱۳۹۹) «ایمان بد» را برای ترجمهٔ اصطلاح سارتر به کار بردم و گمان می‌کنم تا امروز «تنها» کسی باشم که این کار را کرده است (هرچند شنیدم که یکی از دانشجویان سابقم در ترجمهٔ کتابی از همین معادل برای ترجمهٔ این اصطلاح سارتر استفاده کرده است!). و سپس شرحی در دفاع از ترجمهٔ خودم و نقد ترجمه‌های دیگر نوشتم. در ترجمهٔ «فلسفهٔ اروپایی» به قلم رابرت سالومون نیز همین کار را کردم. برخی مفسران و شارحان فلسفهٔ سارتر از تعبیر «خودفریبی» برای توضیح این مفهوم بسیار پرمناقشهٔ سارتر استفاده کرده‌اند تا جایی که گویی «ایمان بد» و «خودفریبی» یک چیزند. اما چنان‌که برخی نویسندگان دیگر به این گروه پاسخ داده‌اند این‌دو یکی نیستند. «ایمان بد» البته متضمن خودفریبی هست، اما با «خودفریبی» یکی نیست. برخی فرهنگ‌های انگلیسی به‌درستی آن را «صورتی از خودفریبی» گفته‌اند و برخی دیگر حتی همین کلمهٔ «خودفریبی» را هم به کار نمی‌برند. من هم در حاشیهٔ ترجمه‌ام گفته‌ام که «ایمان بد» «نوعی خودفریبی است» و در متن هم از «خودفریبی» برای توضیح این مفهوم استفاده شده است. اما میان اینکه بگویید «ایمان بد خودفریبی است» یا اینکه اصلاً «ایمان بد» را حذف کنید و به جایش بگذارید «خودفریبی» تفاوت بسیار است. نویسندگان انگلیسی دست کم این کار را نکرده‌اند. و اگر برخی مترجمان این کار را کرده‌اند، در واقع، سارتر را «اصلاح» یا «ویرایش» کرده‌اند، یا به تعبیر امروزی «دور» زده‌اند. بخش بزرگی از تحقیق دانشگاهی در جهان دارای فلسفه صرف بازاندیشی در خصوص مفاهیم آثار فلسفی می‌شود و شما اگر امروز فقط بخواهید دربارهٔ همین یک مفهوم سارتر تحقیق کنید صدها مقاله و کتاب هست که تا پایان عمر هم نمی‌توانید همهٔ آنها را بخوانید. متون فلسفی را نمی‌توان با کمک فرهنگ‌های لغت ترجمه کرد. اگر اکنون پس از ۷۰ یا ۸۰ سال گذشت از آشنایی ایرانیان با اندیشهٔ سارتر ما هنوز در ترجمهٔ یک اصطلاح او درمانده‌ایم و حتی وقتی کتاب خود او را هم ترجمه می‌کنیم باز آن را نادرست ترجمه می‌کنیم، به این دلیل است که ما اصولاً چیزی به نام «تخصص» در ترجمه و در فلسفه نداریم. اما سرانجام باید روزی از یک جا آغاز کنیم. همان بهتر که هرکدام از ما این کار را با تصحیح اشتباهات خودش و پیشرفت دانش خودش شروع کند. 

صفحاتی از ترجمه‌ام در شرح این مطلب را از زبان رابرت سولومون/سالومون می‌توانید بخوانید. 



Telegram: @fallosafahmshk


۰

اول<۱۰۱۱۱۲

۱۳

۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9