شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱ | 
Saturday, 1 October 2022 | 
• برای دسترسی به بایگانی سايت قدیمی فلُّ سَفَه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی روزانه بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به بایگانی زمانی بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.
• برای دسترسی به نسخه RSS بخش روزنامه اينجا کليک کنيد.

موضوع:    
اول<

۵

۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵>آخر

: صفحه


شماره: ۶۰۲
درج: چهارشنبه، ۲۲ تير ۱۴۰۱ | ۱۲:۰۳ ب ظ
آخرين ويرايش: چهارشنبه، ۲۲ تير ۱۴۰۱ | ۱۲:۰۳ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • حجاب «قانون» (اجباری) است یا «اخلاق» (اختیاری)؟

احمد خاتمی، امام جمعهٔ تهران، گفته است که «حجاب قانون است و اجباری نیست. اجباری نامیدن قانون مغلطه است!» (چیزی شبیه به این را علی مطهری نیز گفته است!). این گفته به‌وضوح نشان می‌دهد که امام جمعهٔ تهران نه معنای «قانون» را می‌داند و نه معنای «اجبار» را و نه معنای «مغلطه» را! یکی از «مغالطه‌»های رایج همین «مغلطه» نامیدن چیزی است که سخن ما را به چالش می‌گیرد و ما پاسخی برای آن نداریم، و ما آن را «مغالطه» می‌نامیم، بی‌آنکه روشن کنیم که کجای این ادعا «مغلطه» است! با «مغلطه» نامیدن چیزی آن چیز «مغلطه» نمی‌شود. «مغلطه» را باید روشن کرد و نادرستی آن را نشان داد. اما قانون ذاتاً اجباری است. 


۰

شماره: ۶۰۱
درج: سه شنبه، ۲۱ تير ۱۴۰۱ | ۴:۳۷ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۲۱ تير ۱۴۰۱ | ۴:۳۸ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • نظر حرام، اما زدن و تجاوز و کشتن حلال!؟

علمای اسلام می‌گویند که نظر به زن نامحرم «حرام» است، قبول! اما آیا زدن و هل دادن و بغل کردن و کشیدن دست و مو و پا و نشستن روی بدن زن نامحرم در ماشین و در خلوت از او بازجویی کردن و با او در زندان تنها بودن و لاسیدن با او و دست درازی کردن به بدن او به دست مأموران مرد نظام حلال است؟ چه چیزی است در شرع که به مأموران مرد اجازه می‌دهد با زنان چنین رفتاری بکنند؟ «احکام ثانویه»؟ «مصلحت نظام»؟ چگونه است که انجام دادن همهٔ این قبایح و منکرات به دست عمال و کارگزاران دولت و نظام، همه به نام خدا و پیامبر و دین، به «مصلحت نظام» هست، اما «بی‌حجابی» زن به «مصلحت نظام» نیست؟  
 



۰

شماره: ۶۰۰
درج: دوشنبه، ۲۰ تير ۱۴۰۱ | ۶:۳۷ ب ظ
آخرين ويرايش: دوشنبه، ۲۰ تير ۱۴۰۱ | ۶:۳۹ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود!

فیلسوفان و صوفیان و عارفان در مقام اهل حقیقت چندان میانه‌ای با حجاب نمی‌توانند داشته باشند. چون، در واقع، کار آنان تماشای هستی است و بنابراین آن‌گاه که هستی در پرده و در حجاب باشد، به پرده برگرفتن از هستی و هست‌ها یا «کشف‌المحجوب» (پدیدارشناسی) نیاز است. بدون این «تماشا» یا «نظر» هرگز نه علمی است، نه فلسفه‌ای، نه هنری، نه ادبی، نه عشقی و نه آدمیزادی و نه وجودی. اما، مهم‌تر از این خواست و میل باطنی اهل حقیقت به آشکارگی و برون‌افکنی و پرده‌براندازی، خود «هستی» است که اگر رخ نمی‌نمود و حجاب از خود برنمی‌گرفت هرگز جهانی نمی‌بود. همهٔ هست‌ها یا کائنات برآمده از ‌رخ‌گشایی هستی یا تجلی آن ذات ناپیدایی‌اند که خود را در هست‌ها جلوه‌گر می‌کند. رخ نمودن و بی‌حجاب شدن در ذات هستی یا باری تعالی است. خدا اگر خداست به آنچه آشکار کرده و آفریده است خداست. چه کسی خدا را می‌شناخت، اگر او در حجاب خود زندانی می‌بود و خود را آشکار نمی‌کرد؟ در این جهان هیچ چیز هست نمی‌شود مگر آنکه پدیدار شود و شکوفا ‌شود و آشکار شود. هستی و زندگی نور است و آشکارگی و پرده‌براندازی. حجاب ظلمت است و تاریکی و نیستی. خوشا بی‌حجابی.   

حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز 
خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود  
 

 

۰

شماره: ۵۹۹
درج: يكشنبه، ۱۹ تير ۱۴۰۱ | ۵:۱۲ ب ظ
آخرين ويرايش: يكشنبه، ۱۹ تير ۱۴۰۱ | ۵:۱۴ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

«بایزید بسطامی گفت که حق سبحانه و تعالی فرد است او را به تفرید باید جُستن. تو او را به مداد و کاغذ جویی کی یابی؟»

محمد بن منور ميهنی، اسرارالتوحيد فی مقامات الشيخ ابی‌سعيد، مقدمه و تصحيح و تعليقات از محمدرضا شفيعی کدکنی ، انتشارات آگاه، چ ۲، ۱۳۶۷، ج ۱، ص ۲۴۳.

  • خدای ابراهیم، خدای فرد، خدای فردا

ظهور ابراهیم  در هزارهٔ سوم پیش از میلاد، چه واقعیت باشد و چه افسانه، رخدادی بی‌همتا در تاریخ جهان است. داستان بودن در آنچه در طی این چهارهزار و سیصد سال اتفاق افتاده است تغییری پدید نمی‌آورد. داستانی که «ملت‌ها» و «امت‌ها»یی را می‌آفریند که پیش از آن نبودند. او «خدای کهن» را برمی‌اندازد، و «خدایی نو» می‌پرستد. بنا به روایات، در کلده و سومر (عراق کنونی) چشم به جهان می‌گشاید و از آنجا رانده می‌شود، در کنعان (کرانهٔ باختری اردن و فلسطین) چشم از جهان فرو می‌بندد. او جهان را تغییر می‌دهد، اما نه به یک باره. تا آخرین پیامبری که خود را فرستادهٔ خدای او و از نسل او معرفی می‌کند چیزی حدود ۳ هزار سال ‌گذشت. سه دین یهودیت و مسیحت و اسلام خود را از او و از خدای او می‌دانند. خدای او رسمی نو بنیان می‌گذارد. به قربانی کردن «انسان» پایان می‌دهد و «حیوانی بی‌آزار» را به جای آن می‌نشاند. ابراهیم خدایی را می‌پرستد که خدای «پدران» نیست، بلکه خدای «پسران» است. خدای او خدای «قوم» و «قبیله» و خدای «دولت» یا «نظام» و خدای «کاهن» و «کشیش» و «آخوند» و خدای هیچ «جماعت» یا «حزب» و «نهاد»ی نیست، بلکه خدای «فرد» است. خدایی مشهود در طبیعت نیست. او پشت طبیعت است و طبیعت آیات اوست. ابراهیم «پدیدارشناس» و «نشانه‌شناس» است. ابراهیم از طبیعت قداست‌زدایی می‌کند. او در عصر خود «سکولار» است و به «سکولاریزاسیون» دین سنتی دست می‌زند. خدایی فرد و یکتا و یگانه که تنها فردی تک و تنها می‌تواند در تنهایی با او سخن بگوید. خدای او از «عادت» یا «سنّت» به او نرسیده است و به «گذشته» تعلق ندارد، وجود چنین خدایی را کسی تاکنون به او «تعلیم» نداده است، هیچ پدر و مادری یا هیچ آموزگاری. با این همه، او می‌داند که در این جهان تنها نیست. او چیزی بهتر از آن یافته است که قوم و قبیله یا پدر و مادر یا آموزگارانش می‌توانستند به او بیاموزند.  


۰

شماره: ۵۹۸
درج: سه شنبه، ۱۴ تير ۱۴۰۱ | ۶:۲۲ ب ظ
آخرين ويرايش: سه شنبه، ۱۴ تير ۱۴۰۱ | ۶:۲۲ ب ظ
نويسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

  • آیا اسلام «دین شمشیر» یا «دین زور» است؟ پرسش‌هایی دربارهٔ دین و سلطه

یکی ازپرسش‌های بسیار مهم و اساسی در خصوص تاریخ اسلام، چه برای مسلمانان آزاداندیش و مترقی و چه برای مورخان و اسلام‌شناسان و شرق‌شناسان و چه برای پیروان ادیان دیگر و بی‌دینان و بی‌خدایان و بی‌ایمانان، این است که گسترش اسلام در میان جوامع دیگر، و حتی در میان خود عرب‌ها، تا چه اندازه مرهون پذیرش «تعالیم» آن از روی «رضایت» و «خواست» مردمان بوده است: مسلمانان گروهی اندک در مکه به شمار می‌رفتند! اگر محمد [ص] از مکه بیرون نمی‌رفت و با قبایل دیگر متحد نمی‌شد و از بیرون مکه به آن نمی‌تاخت و مسلمانان پیروز نمی‌شدند و شکست می‌خوردند چه بر سر «دین محمد» می‌آمد؟  بنابراین، این پرسش همواره مطرح است که گسترش اسلام تا چه اندازه ناشی از «حکومت زور» یا «فتح» و «پیروزی» (تغلب) بوده است؟ این امر البته تنها به اسلام نیز منحصر نیست. آیا اسلام یا مسیحیت یا یهودیت در صورتی که به قدرت و سلطه و زور«دولت» دست نمی‌یافتند هرگز می‌توانستند دین‌‌هایی فراگیر باشند؟ این امر در خصوص مذاهب همهٔ ادیان و دیگر آیین‌های حکمی، از جمله، آیین بودا و آیین زرتشت و حکمت کنفوسیوس، و حتی فلسفه‌ها و ایدئولوژی‌ها نیز صادق است. هیچ دین یا مذهب یا حکمت و فلسفه‌ای بدون داشتن سرزمین و قدرتی که از او حمایت کند باقی نمی‌ماند: گذشته از ادبان و مذاهب و حکمت‌های باستانی، از میان فلسفه‌ها، رواقی‌گری، در چهان باستان، و لیبرالیسم و مارکسیسم، در جهان جدید، مصادیق بارز نسبت میان اندیشه و قدرت یا سلطه‌اند. قدرت نه تنها برای بقای هراندیشه‌ای، از جمله، دین و حکمت و فلسفه و علم، ضروری است بلکه برای گسترش واقبال مردمان به آن نیز. إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ، وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا. این سخنی حق است. بدون پیروزی حتی خدا هم شکست می‌خورد و فراموش می‌شود!   


۰

اول<

۵

۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵>آخر

: صفحه

top
دفتر يادها گفت و گوها درسها کتابها مقالات کارنامه
يکشنبه، ۳ شهريور ۱۳۸۱ / شنبه، ۹ مهر ۱۴۰۱
همه‌ی حقوق محفوظ است
Fallosafah.org— The Journals of M.S. Hanaee Kashani
Email: fallosafah@hotmail.com/saeed@fallosafah.org
Powered By DPost 0.9